فرهنگ آریان‌پور

سرسری

#۱۱۸٬۰۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

cursory

سرسرى، از روى سرعت و عجله، با سرعت و بى دقتى

۲

dilettantish

سرسرى، غیرحرفه اى

۳

perfunctory

بارى بهر جهت، سرسرى، بى مبالات

۴

superficial

صورى، سطحى، سرسرى، ظاهرى

۵

airy

هوایى، هوا مانند، با روح، پوچ، واهى، خودنما

۶

facile

آسان، به آسانى، به آسانى قابل اجرا، سهل الحصول

۷

erratic

نامنظم، سرگردان، غیر معقول، متلون، غیر قابل پیش بینى، دمدمى مزاج erratically

۸

passing

گذرنده، زود گذر، فانى، بالغ بر، در گذشت halfbaked hitormiss

۹

sketchy

عارى از جزئیات، سردستى، از روى عجله، ناقص، سطحى slackly

۱۰

desultory

بى قاعده، پرت، بى ترتیب، درهم و بر هم، بى ربط

۱۱

dilettante

ناشى، دوستدار تفننى صنایع زیبا، غیر حرفه

۱۲

preoccupied

پریشان حواس، شیفته، پرمشغله، گرفتار