فرهنگ آریان‌پور

سرزنش‌ کردن

#۱۱۸٬۰۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

upbraid

سرزنش کردن، متهم کردن، ملامت کردن

۲

reprehend

سرزنش کردن، توبیخ کردن

۳

reprimand

سرزنش کردن، سرزنش و توبیخ رسمى، مجازات

۴

censure

انتقاد، سرزنش، سرزنش کردن

۵

rail

سرزنش، توبیخ، سرکوفت، طعنه، ریل خط آهن، خط آهن، نرده، نرده کشیدن، توبیخ کردن

۶

slam

ضربت سنگین، صداى بستن در و امثال آن با صداى بلند، در را با شدت به هم زدن، به هم کوفتن

۷

accuse

متهم کردن، تهمت زدن

۸

chasten

تصفیه و تزکیه کردن natter

۹

reproach

سرزنش، عیب جویى، توبیخ، رسوایى، ننگ، عیب جویى کردن از، خوار کردن

۱۰

remonstrate

تعرض کردن، با تعرض و نکوهش گفتن