فرهنگ آریان‌پور

سرزنش

#۱۱۸٬۰۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

rail

سرزنش، توبیخ، سرکوفت، طعنه، ریل خط آهن، خط آهن، نرده، نرده کشیدن، توبیخ کردن

۲

reproof

سرزنش، نکوهش، ملامت، توبیخ ملایم

۳

reproach

سرزنش، عیب جویى، توبیخ، رسوایى، ننگ، عیب جویى کردن از، خوار کردن

۴

remonstrance

سرزنش، نکوهش، تعرض، اعتراض، مخالفت

۵

reprehension

سرزنش، ملامت

۶

blame

مقصر دانستن، عیب جویى کردن از، سرزنش کردن، ملامت کردن، انتقاد کردن، گله کردن، لکه دار کردن، اشتباه، گناه، سرزنش

۷

censure

انتقاد، سرزنش، سرزنش کردن

۸

demerit

عدم لیاقت، ناشایستگى، ناسزاوارى، سرزنش

۹

obloquy

بدگویى، ناسزاگویى، سرزنش، افترا

۱۰

railing

نرده، ریل، سرزنش

۱۱

sarcasm

زهر خنده، طعنه، ریشخند، سرزنش، سخن طعنه آمیز

۱۲

raillery

شوخى، استهزا، سرزنش، انتقاد، توبیخ

۱۳

chastiesement

تنبیه، توبیخ، سرزنش

۱۴

expostulation

عتاب، سرزنش

۱۵

rating

درچند، نرخ، سرعت، روش، طرز، منوال، نرخ بستن بر، بها گذاشتن بر، بر آورد کردن، شمردن، میزان، ارزیابى کردن rate