فرهنگ آریان‌پور

سرزنده‌ کردن

#۱۱۸٬۰۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

jazz

موسیقى جاز، سر و صدا، فریب، نشاط، جاز نواختن

۲

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى

۳

animate

سرزنده، با روح، جاندار، روح دادن، زندگى بخشیدن، تحریک و تشجیع کردن، جان دادن به

۴

enliven

زندگى بخشیدن، حیات بخشیدن، جان دادن، نیرو دادن، روح بخشیدن، روح دادن

۵

vitalize

زندگى دادن، زندگى بخشیدن، حیات بخشیدن، زنده کردن، تحریک کردن

۶

invigorate

نیرو دادن، قوت دادن، روح بخشیدن، پر زور کردن، تقویت شدن، خوش بنیه شدن