اطلاع
#۱۱٬۷۹۶
information
اطلاع، اخبار، مفروضات، اطلاعات، سوابق، معلومات، آگاهگان، پرسشگاه، استخبار، خبر رسانى
datum
ماخذ، اطلاع، داده
advice
اندرز، رایزنى، صوابدید، مشورت، مصلحت، نظر، عقیده، پند، نصیحت، آگاهى، خبر، اطلاع
notice
آگهى، خبر، اعلان، توجه، اطلاع، اخطار، ملتفت شدن، دیدن، شناختن، ملاحضه کردن
awareness
آگاهى، اطلاع، هشیارى
knowledge
بصیرت، اطلاع، دانش، معرفت، وقوف، دانایى، علم، آگاهى
notification
اخطار، آگاه سازى، اطلاع، تذکر
know how
فوت و فن، اطلاع، معلومات خاص، فنون، رموزکار، کاردانى
tidings
خبر
warning
اخطار کردن، هشدار دادن، آگاه کردن، اخطار کردن به، تذکر دادن
learning
(past: learned, learnt ; past participle: learned, learnt) ـ فراگرفتن، آموختن، یاد گرفتن، آگاهى یافتن، فرا گرفتن، خبر گرفتن، فهمیدن، دانستن
acquaintance
آشنایى، سابقه، آگاهى، آشنا، آشنایان
intelligence
هوش، هوشمندى، زیرکى، فراست، فهم، بینش، آگاهى، روح پاک یا دانشمند، فرشته، خبرگیرى، جاسوسى intelligence tipoff
communication
ارتباط، ابلاغیه، مکاتبه