فرهنگ آریان‌پور

سرزمین

#۱۱۷٬۹۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

clime

سرزمین، آب و هوا

۲

territory

سرزمین، خاک، خطه، زمین، ملک، کشور، قلمرو

۳

land

زمین، خشکى، خاک، سرزمین، دیار، به خشکى آمدن، پیاده شدن، رسیدن، بزمین نشستن

۴

soil

خاک، کثیف کردن، لکه دار کردن، چرک شدن، زمین، کشور، سرزمین، مملکت پوشاندن با خاک، خاکى کردن

۵

region

منطقه، بوم، سرزمین، ناحیه، فضا، محوطه بسیار وسیع و بى انتها

۶

terrene

خاکى، زمینى، دنیوى، زمین، سرزمین

۷

area

مساحت، فضا، ناحیه

۸

part

چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه

۹

realm

قلمرو سلطان، متصرفات، مملکت، ناحیه

۱۰

ground

(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن

۱۱

country

کشور، دیار، بیرون شهر، دهات، ییلاق

۱۲

demesne

تملک زمین، کلیه زمین مایملک یک شخص، ناحیه

۱۳

dominion

سلطنت، حکومت، ملک (molk)، قلمرو

۱۴

locality

جا، محل خاص، محل، موضع، مکان