فرهنگ آریان‌پور

سرزده

#۱۱۷٬۹۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

intrusive

فضول، فضولانه، سرزده (آینده)، ناخوانده (وارد شونده)، به زور داخل شونده، فرو رونده

۲

uninvited

ناخوانده، دعوت نشده، سرزده

۳

precipitate

بشدت پرتاپ کردن، شتاباندن، بسرعت عمل کردن، تسریع کردن، سراشیب تند داشتن، ناگهان سقوط کردن، غیر محلول و ته نشین شونده، جسم تعلیق شونده یا متراسب، خیلى سریع، بسیار عجول، ناگهانى، رسوب شیمیایى