فرهنگ آریان‌پور

سرزدن

#۱۱۷٬۹۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

amount

سرزدن، بالغ شدن، رسیدن مبلغ، مقدار، میزان

۲

issue

بر آمد، پى آمد، نشریه، فرستادن، بیرون آمدن، خارج شدن، صادر شدن، ناشى شدن، انتشار دادن، رواج دادن، نژاد، نوع، عمل، کردار، اولاد، نتیجه بحث، موضوع، شماره

۳

behead

سربریدن، گردن زدن