فرهنگ آریان‌پور

سرراست

#۱۱۷٬۹۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

stark

خشن، زبر، شجاع، خشک و سرد (در مورد زمین)، شاق، قوى، کامل، سرراست، رک، صرف، مطلق، حساس، سفت، سرسخت، پاک، تماماً

۲

straight

راست، مستقیم، مستقیما، درست، رک، صریح، بى پرده، راحت، مرتب، عمودى، افقى، به طور سرراست

۳

forthright

رک، سرراست، مستقیما، بى محابا، بیدرنگ

۴

near

نزدیک، تقریبا، قریب، صمیمى، نزدیک شدن

۵

direct

مستقیما، سر راست، یکراست، بى درنگ

۶

immediately

بى درنگ، فورى، بلافاصله، بلا واسطه، پهلویى، آنى، ضرورى، بلافصل immediate

۷

straightforward

راست، درست، بى پرده، رک، سر راست، آسان