فرهنگ آریان‌پور

سردمدار

#۱۱۷٬۸۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

boss

رئیس کارفرما، ارباب، برجسته، برجسته کارى، ریاست کردن بر، اربابى کردن (بر)، نقش برجسته تهیه کردن، برجستگى

۲

pilot

رهبر، لیدر، خلبان هواپیما، راننده کشتى، اسباب تنظیم و میزان کردن چیزى، پیلوت، چراغ راهنما، رهبرى کردن، خلبانى کردن، راندن، آزمایشى

۳

prince

شاهزاده، ولیعهد، فرمانرواى مطلق، شاهزاده بودن، مثل شاهزاده رفتار کردن، سرورى کردن

۴

apostle

فرستاده، رسول، پیامبر، پیغامبر، پیغمبر، حوارى، (در کلیسا) عالیترین مرجع روحانى

۵

headman

رئیس، بزرگ، بزرگتر، پیشوا، سرپرست mover and shaker

۶

ringleader

سر دسته، سر حلقه، رهبر شورشیان