فرهنگ آریان‌پور

سردستی

#۱۱۷٬۸۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

sketchy

عارى از جزئیات، سردستى، از روى عجله، ناقص، سطحى

۲

crude

خام، ناپخته، زمخت

۳

ragged

کهنه، لته، ژنده، لباس مندرس، کهنه شدن، بى مصرف شدن rag roughandready

۴

slight

مقدار ناچیز، شخص بى اهمیت، ناچیز شمارى، بى اعتنایى، تحقیر، صیقلى، تراز، لاغر، نحیف، باریک اندام، پست، حقیر، فروتن، کودن، قلیل، اندک، کم، ناچیز شمردن، تراز کردن

۵

makeshift

موقت، بدلى، چاره، وسیله، چاره موقتى، آدم رذل

۶

ad hoc

تک کاره، فاقد عمومیت