سردسته
#۱۱۷٬۸۷۶
leader
سردسته، رهبر، پیشوا، راهنما، فرمانده، قائد
choragus
سردسته
marshal
مارشال، ارتشبد، کلانتر، سردسته، به ترتیب نشان دادن، راهنمایى کردن با (تشریفات)، مرتب کردن
fugleman
پیشرو، سردسته، پیشاهنگ، پیشوا، قائد، سخنگو
chieftain
سالار، سردسته، رئیس قبیله
drillmaster
فرمانده تمرین نظامى، سردسته
protagonist
بازیگر عمده، پیشقدم، پیش کسوت، سردسته
boss
رئیس کارفرما، ارباب، برجسته، برجسته کارى، ریاست کردن بر، اربابى کردن (بر)، نقش برجسته تهیه کردن، برجستگى
head
نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)
chief
مخصوصاً، به طور عمده
prince
شاهزاده، ولیعهد، فرمانرواى مطلق، شاهزاده بودن، مثل شاهزاده رفتار کردن، سرورى کردن
captain
(علوم نظامى) سروان، ناخدا، سرکرده
ringleader
سر دسته، سر حلقه، رهبر شورشیان