فرهنگ آریانپور
سردرگمی
#۱۱۷٬۸۶۶
bewilderment
گیجى، سردرگمى، بهت، حیرت، درهم ریختگى، اغتشاش، بى ترتیبى
flap
ضربه، صداى چلپ، آویخته و شل، برگه یا قسمت آویخته، زبانه کفش، بال و پر زدن مرغ به هم زدن، پرزدن، درى ورى گفتن huggermugger
maze
جاى پرپیچ و خم، پیچ و خم، پلکان مارپیچ، سرسام، هذیان
mess
یک خوراک (از غذا)، یک ظرف غذا، هم غذایى (در ارتش و غیره) ـ شلوغ کارى کردن، آلوده کردن، آشفته کردن
mixed
آمیخته، مخلوط، درهم، قاتى
puzzle
گیچ کردن، آشفته کردن، متحیر شدن، لغز، معما، چیستان، جدول معما
bafflement
گیجى، دست پاچگى
crisscross
تقاطى، مورب، متقاطع، تقاطع کردن disorientation
entanglement
گیر، گرفتارى