فرهنگ آریانپور
سردرگم کردن
#۱۱۷٬۸۶۱
amaze
متحیر ساختن، مبهوت کردن، مات کردن، سردرگم کردن، سردرگم، متحیر
perplex
بهت زده کردن، گیج کردن، سردرگم کردن، سرگشته کردن
bewilder
گیج کردن، سردرگم کردن، گم کردن
befog
با مه پوشیدن، گیج کردن
baffle
گیج یا گمراه کردن، مغشوش کردن، دستپاچه کردن، بى نتیجه کردن، پریشانى، اهانت
bemuse
گیج کردن، غرق افکار شاعرانه کردن، به فکر انداختن
muddle
گیج کردن، خراب کردن، درهم و بر هم کردن، گیجى، تیرگى
becloud
تار کردن، با ابر پوشاندن، تاریک کردن، زیر ابر پنهان کردن
mystify
گیچ کردن، رمزى کردن
distract
حواس (کسى را) پرت کردن، گیج کردن، پریشان کردن، دیوانه کردن
bamboozle
گول زدن، ریشخند کردن
disorient
به هم خوردن، ناجور شدن، غیرمتجانس شدن