فرهنگ آریان‌پور

سردار

#۱۱۷٬۸۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

craniate

جمجمه دار، سردار

۲

headed

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58) lidded

۳

warlord

جنگ سالار، افسر عالى رتبه ارتش، فرمانده ارتشى، فرمانروا