فرهنگ آریان‌پور

سرد کردن

#۱۱۷٬۸۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

chill

سرد کردن، خنک شدن، سرما، خنکى، چایمان، مایه دلسردى، ناامید، مایوس

۲

refrigerate

خنک کردن، سرد کردن، خنک نگاه داشتن