فرهنگ آریانپور
سرد
#۱۱۷٬۷۸۵
chill
سرد کردن، خنک شدن، سرما، خنکى، چایمان، مایه دلسردى، ناامید، مایوس رفتار دوست و آشنا
icy
یخى، پوشیده از یخ، بسیار سرد، خنک در مورد اشخاص
cool
خنک، خنک کردن، چاییدن، سرد، خونسرد، آرام کردن cool بسیار
chilly
(chilled =) ـ سرد، خنک
frigid
بسیار سرد، منجمد، داراى اندکى تمایل جنسى frigid باد
distant
دور، فاصله دار، سرد، غیر صمیمى جامه و پتو و غیره
aloof
دور، کناره گیر در برخورد با دیگران
remote
دور، دوردست، بعید، پرت، دور دست، جزیى، کم، متحرک
snappy
گاز گیر، سرزنده، با روح، جرقه دار، شیک، تند