فرهنگ آریانپور
سرخورده کردن
#۱۱۷٬۷۶۹
betray
تسلیم دشمن کردن، خیانت کردن به، فاش کردن
despair
نومیدى، یاس، مایوس شدن
repulse
دفع، رد، پس زنى، دفع کردن، راندن
disaffect
از علاقه و محبت کاستن، بى میل شدن
disappoint
مایوس کردن، ناکام کردن، محروم کردن، نا امید کردن
discourage
دلسرد کردن، بى جرات ساختن، سست کردن
disenchant
رفع طلسم کردن، (مجازى) از شیفتگى در آوردن