فرهنگ آریانپور
سرخوردن
#۱۱۷٬۷۶۶
slide
(past: slid ; past participle: slid) ـ لغزش، سرازیرى، سراشیبى، ریزش، سرسره، کشو، اسباب لغزنده، سورتمه، تبدیل تلفظ حرفى به حرف دیگرى، لغزنده، سرخونده، پس و پیش رونده، لغزیدن، سریدن، سر، سراندن
disillusion
رهایى از شیفتگى، وارستگى از اغفال، بیدارى از خواب و خیال، رفع اوهام