فرهنگ آریانپور
سرخ شدن
#۱۱۷٬۶۷۲
blush
سرخ شدن، شرمنده شدن، سرخى صورت در اثر خجلت
flush
تراز، به طور ناگهانى غضبناک شدن، بهیجان آمدن، چهره گلگون کردن (در اثر احساسات و غیره)، سرخ شدن، قرمز کردن، آب را با فشار ریختن، سیفون توالت، آبریز مستراح را باز کردن (براى شستشوى آن)، تراز کردن (گاهى با up)
toast
نان برشته، باده نوشى به سلامتى کسى، برشته کردن (نان)، به سلامتى کسى نوشیدن، سرخ شدن
flame
شعله، زبانه آتش، الو، تب و تاب، شورعشق، شعله زدن، زبانه کشیدن، مشتعل شدن، تابش
redden
قرمز کردن، قرمز شدن