فرهنگ آریان‌پور

سرخ شدن

#۱۱۷٬۶۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

blush

سرخ شدن، شرمنده شدن، سرخى صورت در اثر خجلت

۲

flush

تراز، به طور ناگهانى غضبناک شدن، بهیجان آمدن، چهره گلگون کردن (در اثر احساسات و غیره)، سرخ شدن، قرمز کردن، آب را با فشار ریختن، سیفون توالت، آبریز مستراح را باز کردن (براى شستشوى آن)، تراز کردن (گاهى با up)

۳

toast

نان برشته، باده نوشى به سلامتى کسى، برشته کردن (نان)، به سلامتى کسى نوشیدن، سرخ شدن

۴

flame

شعله، زبانه آتش، الو، تب و تاب، شورعشق، شعله زدن، زبانه کشیدن، مشتعل شدن، تابش

۵

redden

قرمز کردن، قرمز شدن