فرهنگ آریان‌پور

اطراف

#۱۱٬۷۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

about

در باره، گرداگرد، پیرامون، دور تا دور، در اطراف، نزدیک، قریب، در حدود، در باب، راجع به، در شرف، در صدد، با، نزد، در، بهر سو، تقریبا، بالاتر، (علوم نظامى) فرمان عقب گرد

۲

milieu

محیط، اجتماع، قلمرو، دور و بر، اطراف

۳

environs

حومه، حول و حوش، دوروبر، توابع، اطراف

۴

environment

محیط، دوروبر، اطراف، احاطه، دور و بر، پرگیر

۵

peri

پرى، فرشته

۶

halves

دونیم کردن، دو نصف کردن

۷

perimeter

(هندسه) پیرامون، محیط، فضاى احاطه کننده، پیرامون

۸

periphery

جنب، پیرامون، (هندسه) پیرامون، دوره، محیط، حدود surroundings