فرهنگ آریان‌پور

سرحالی

#۱۱۷٬۶۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

lift

بلند کردن، سرقت کردن، بالا رفتن، مرتفع به نظر آمدن، بلندى، بالابرى، یک وهله بلند کردن بار، دزدى، سرقت، ترقى، پیشرفت، ترفیع، آسانسور، بالارو، جر ثقیل، بالا بر lift lightness spryness