سرحال
#۱۱۷٬۶۱۳
dancy
سرحال، متمایل به رقص
cheery
سرحال، با بشاشت، شاد، دلگشا
game
بازى، مسابقه، سرگرمى، شکار، جانور شکارى، یک دور بازى، (به صورت جمع) مسابقه هاى ورزشى، شوخى، دست انداختن، تفریح کردن، اهل حال، سرحال
jink
طفره، گریز، شوخى، لطفه، سرحال، بسرعت حرکت کردن، بسرعت چرخ زدن، طفره رفتن
pert
(peart =) ـ گستاخ، جسور، سالم و با روح، بى پرده، پر رو، ماهر، غنچه دار، قشنگ، سرحال
trig
قابل اعتماد، وفادار، فعال، سرحال، منبسط، تر و تمیز، دویدن، چهار نعل رفتن، شیک، خود آرا، خط شروع مسابقه، خندق، از حرکت بازداشتن (مثل چرخ ماشین)، علامت گذاشتن
peppy
پرنیرو، سرحال، چالاک
blithesome
خوشدل، شوخ، بشاش، سرحال
sprightful
(sprightfully =) ـ پرنشاط، سرزنده، و بانشاط، سرچنگ، سرحال
sprightfully
(sprightful =) ـ پرنشاط، سرزنده، و بانشاط، سرچنگ، سرحال
jazzy
جاز مانند
upbeat
(موسیقى) ضربه غیر موکد مخصوصاً در پایان قطعه، خوش بین، موفق، شادمان، شادکام
chipper
رنده نجارى، تیشه نجارى، خراط، جیک جیک کردن خودمانی chirpy
slashing
شکاف، ضربه سریع، چاک لباس، برش، چاک دادن، شکاف دادن، زخم زدن، بریده بریده کردن، تخفیف زیاد دادن، خیلى کم کردن، نشان ممیز slash