فرهنگ آریان‌پور

سرحال

#۱۱۷٬۶۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

dancy

سرحال، متمایل به رقص

۲

cheery

سرحال، با بشاشت، شاد، دلگشا

۳

game

بازى، مسابقه، سرگرمى، شکار، جانور شکارى، یک دور بازى، (به صورت جمع) مسابقه هاى ورزشى، شوخى، دست انداختن، تفریح کردن، اهل حال، سرحال

۴

jink

طفره، گریز، شوخى، لطفه، سرحال، بسرعت حرکت کردن، بسرعت چرخ زدن، طفره رفتن

۵

pert

(peart =) ـ گستاخ، جسور، سالم و با روح، بى پرده، پر رو، ماهر، غنچه دار، قشنگ، سرحال

۶

trig

قابل اعتماد، وفادار، فعال، سرحال، منبسط، تر و تمیز، دویدن، چهار نعل رفتن، شیک، خود آرا، خط شروع مسابقه، خندق، از حرکت بازداشتن (مثل چرخ ماشین)، علامت گذاشتن

۷

peppy

پرنیرو، سرحال، چالاک

۸

blithesome

خوشدل، شوخ، بشاش، سرحال

۹

sprightful

(sprightfully =) ـ پرنشاط، سرزنده، و بانشاط، سرچنگ، سرحال

۱۰

sprightfully

(sprightful =) ـ پرنشاط، سرزنده، و بانشاط، سرچنگ، سرحال

۱۱

jazzy

جاز مانند

۱۲

upbeat

(موسیقى) ضربه غیر موکد مخصوصاً در پایان قطعه، خوش بین، موفق، شادمان، شادکام

۱۳

chipper

رنده نجارى، تیشه نجارى، خراط، جیک جیک کردن خودمانی‌ chirpy

۱۴

slashing

شکاف، ضربه سریع، چاک لباس، برش، چاک دادن، شکاف دادن، زخم زدن، بریده بریده کردن، تخفیف زیاد دادن، خیلى کم کردن، نشان ممیز slash