سرپرست
#۱۱۷٬۴۴۰
warden
سرپرست، ولى، رئیس، ناظر، نگهبان، قراول، بازرس
attendant
سرپرست، همراه، ملازم، مواظب، وابسته
caretaker
سرپرست، مستحفظ، سرایدار
headman
رئیس، بزرگ، بزرگتر، پیشوا، سرپرست
hierarch
رئیس روحانى، سرکشیش، اسقف بزرگ، شیخ قبله، شیخ، سرپرست
overseer
سرکار، مباشر، ناظر، سرپرست
protector
نگهدار، پشتیبان، حامى، سرپرست، قیم، نیکدار
supervisor
برنگر، مباشر، ناظر، سرپرست
symposiarch
کسى که جلسه اى را اداره مى کند، سرپرست
superintendent
مدیر، رئیس، سرپرست، ناظر، مباشر
boss
رئیس کارفرما، ارباب، برجسته، برجسته کارى، ریاست کردن بر، اربابى کردن (بر)، نقش برجسته تهیه کردن، برجستگى
chaperon
شخصى که همراه خانم هاى جوان مى رود، نگهبان یا ملازم خانم هاى جوان، نگهبانى کردن، همراه دختران جوان رفتن (براى حفاظت آنها)، اسکورت
director
فرنشین، مدیر، رئیس، اداره کننده، کارگردان، هدایت کننده واژه هاى شامل
chaperone
شخصى که همراه خانم هاى جوان مى رود، نگهبان یا ملازم خانم هاى جوان، نگهبانى کردن، همراه دختران جوان رفتن (براى حفاظت آنها)، اسکورت
custodian
سرایدار، نگهبان، متولى
commissioner
عضو هیئت، مامور عالى رتبه دولت
administrator
فرمدار، مدیر، رئیس، (حقوق) مدیر تصفیه، وصى و مجرى