فرهنگ آریان‌پور

سربی

#۱۱۷٬۴۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

livid

سربى رنگ، کبود، کبود شده، کوفته، خاکسترى رنگ

۲

leaden

سربى، مانند سرب، سربى رنگ، کند

۳

plumbeous

سربى، پوشیده از سرب، گیج، احمق

۴

lead

[n]: سرب - (Pb)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 82 و جرم اتمى 207.2 گرم بر مول (past: led ; past participle: led) ـ سرب پوش کردن، سرب گرفتن، با سرب اندودن، سوق دادن، منجر شدن، رهبرى کردن، بردن، راهنمایى کردن، هدایت کردن، بر آن داشتن شاقول گلوله، رنگ سربى، پیش افت، تقدم، راهنمایى، رهبرى، هدایت، سرمشق، راه آب، مدرک lead رنگ‌

۵

plumbic

(plumbous =) ـ سرب دار، وابسته به سرب، سربى

۶

plumbous

(plumbic =) ـ سرب دار، وابسته به سرب، سربى

۷

saturnine

سنگین، شوم، افسرده، دلتنگ، سربى