فرهنگ آریان‌پور

سرباز زدن

#۱۱۷٬۲۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

refuse

سرباز زدن، رد کردن، نپذیرفتن، قبول نکردن، مضایقه تفاله کردن، فضولات، آشغال، آدم بیکاره

۲

balk

مرز، زمین شخم نشده، (مج) مانع، مایه ى لغزش، طفره رفتن از، امتناع ورزیدن، رد کردن، زیرش زدن

۳

demur

کمرویى کردن، ناز، (حقوق) تقاضاى درنگ یا مکث کردن، (معنى مجازى) درنگ کردن، مهلت خواستن، استثنا قائل شدن، تاخیر، تردید راى

۴

withhold

(past: withheld ; past participle: withheld) ـ دریغ داشتن، مضایقه داشتن، خوددارى کردن، منع کردن، نگاه داشتن