فرهنگ آریانپور
سرباز زدن
#۱۱۷٬۲۹۷
refuse
سرباز زدن، رد کردن، نپذیرفتن، قبول نکردن، مضایقه تفاله کردن، فضولات، آشغال، آدم بیکاره
balk
مرز، زمین شخم نشده، (مج) مانع، مایه ى لغزش، طفره رفتن از، امتناع ورزیدن، رد کردن، زیرش زدن
demur
کمرویى کردن، ناز، (حقوق) تقاضاى درنگ یا مکث کردن، (معنى مجازى) درنگ کردن، مهلت خواستن، استثنا قائل شدن، تاخیر، تردید راى
withhold
(past: withheld ; past participle: withheld) ـ دریغ داشتن، مضایقه داشتن، خوددارى کردن، منع کردن، نگاه داشتن