اضطراب
#۱۱٬۷۲۸
disquietude
اضطراب، تشویش، بى قرارى، آشفتگى، ناراحتى
discomposure
اضطراب، پریشانى
fury
غضب، غیظ، هیجان شدید و تند، خشم، درنده خویى، روح انتقام، آشوب، اضطراب، شدت
feeze
هراس، اضطراب، هراسانیدن، ترساندن
worry
اندیشناکى، اندیشناک کردن یا بودن، نگران کردن، اذیت کردن، بستوه آوردن، اندیشه، نگرانى، اضطراب، دلواپسى
kiaugh
(اسکاتلند) زحمت، اضطراب، ناراحتى، تحریک
unrest
ناآرامى، آشوب، آشفتگى، اضطراب، بى قرارى، بیتابى
anguish
دلتنگى، اضطراب، غم و اندوه، دلتنگ کردن، غمگین شدن، نگران شدن، نگران کردن
anxiety
آرنگ، تشویش، دل واپسى، اضطراب، اندیشه، اشتیاق، نگرانى
ferment
ترش شدن، مخمرشدن، ور آمدن، (مجازى) برانگیزاندن، تهییج کردن، ماده تخمیر، مایه، جوش، خروش، اضطراب
commotion
آشوب، اضطراب، جنبش، اغتشاش، هیاهو
worriment
پریشانى، اضطراب، ناراحتى، غم زدگى، اشکال
inquietude
(معنى مجازى) آشفتگى، بى آرامى، بى قرارى، دل واپسى، اضطراب، تشویش، ناراحتى، خدشه
flutter
بال زنى دسته جمعى، لرزش، اهتزاز، بال و پر زنى، حرکت سراسیمه، بال بال زدن (بدون پریدن)، لرزیدن، در اهتزاز بودن، سراسیمه بودن، لرزاندن
agitation
سرآسیمگى، آشفتگى، هیجان، تلاطم، تحریک
solicitude
نگرانى، پروا، اندیشه، اشتیاق، دقت زیاد
perturbation
آشفتگى، تشویش، انحراف، اختلال