فرهنگ آریان‌پور

سرباز

#۱۱۷٬۲۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

sepoy

سرباز، سپاهى، پاسبان محلى

۲

soldier

سرباز، نظامى، سپاهى، سربازى کردن، نظامى شدن soldier comrade in arms

۳

militiaman

سرباز

۴

man at arms

سرباز (بویژه سرباز سوار، نظام سنگین اسلحه)

۵

jack

خرک (براى بالا بردن چرخ)، جک اتومبیل، (در ورق بازى) سرباز، جک زدن jack عامیانه‌

۶

ranker

(علوم نظامى) سرباز، افسر سربازى کرده، افسر ترفیع یافته، افسر صفى

۷

private

اختصاصى، خصوصى، محرمانه، مستور، سرباز، اعضاء تناسلى، پوشیده، شخصى

۸

knave

رند، آدم رذل، فرومایه، پست و حقیر Gl gl

۹

warrior

رزمجو، جنگاور، سلحشور، محارب، جنگجو، مبارز، دلاور