فرهنگ آریانپور
سرباز
#۱۱۷٬۲۶۶
sepoy
سرباز، سپاهى، پاسبان محلى
soldier
سرباز، نظامى، سپاهى، سربازى کردن، نظامى شدن soldier comrade in arms
militiaman
سرباز
man at arms
سرباز (بویژه سرباز سوار، نظام سنگین اسلحه)
jack
خرک (براى بالا بردن چرخ)، جک اتومبیل، (در ورق بازى) سرباز، جک زدن jack عامیانه
ranker
(علوم نظامى) سرباز، افسر سربازى کرده، افسر ترفیع یافته، افسر صفى
private
اختصاصى، خصوصى، محرمانه، مستور، سرباز، اعضاء تناسلى، پوشیده، شخصى
knave
رند، آدم رذل، فرومایه، پست و حقیر Gl gl
warrior
رزمجو، جنگاور، سلحشور، محارب، جنگجو، مبارز، دلاور