فرهنگ آریان‌پور

سربار

#۱۱۷٬۲۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

scoria

تفاله معدنى، کف، روباه، سربار

۲

tax

مالیات، باج، خراج، تحمیل، تقاضاى سنگین، ملامت، تهمت، سخت گیرى، مالیات بستن، مالیات گرفتن از، متهم کردن، فشار آوردن بر

۳

load

بار، کوله بار، فشار، مسئولیت، بار الکتریکى، عمل پر کردن تفنگ با گلوله، عملکرد ماشین یا دستگاه، بار کردن، پر کردن، گرانبار کردن، سنگین کردن، فیلم (در دوربین) گذاشتن، بار گیرى شدن، بار زدن، تفنگ یا سلاحى را پر کردن

۴

trouble

آزار، آزار دادن، رنجه کردن، زحمت دادن، دچار کردن، آشفتن، مصدع شدن، مزاحمت، زحمت، رنجه

۵

handicap

امتیاز به طرف ضعیف در بازى، آوانس، امتیاز دادن، اشکال، مانع، نقص

۶

impediment

مانع، عایق، رادع، محظور، اشکال، گیر

۷

overburden

بیش از حد بار کردن، گران بار شدن، بار گران