فرهنگ آریان‌پور

سرامد

#۱۱۷٬۱۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

preeminent

سرآمد، مقدم، برتر، افضل

۲

elite

سرآمدن، برگزیدن، نخبه، زبده، گلچین، ممتاز

۳

plusage

(plussage =) ـ اضافه، سرآمد، مقدار اضافى

۴

plussage

(plusage =) ـ اضافه، سرآمد، مقدار اضافى

۵

pick

چیدن، کندن، کلنگ زدن و (به)، با خلال پاک کردن، خلال دندان به کار بردن، نوک زدن به، برگزیدن، باز کردن (به قصد دزدى)، ناخنک زدن، عیبجویى کردن، دزدیدن، کلنگ، (موسیقى) زخمه، مضراب، خلال دندان (toothpick) خلال گوش (earpick)، هر نوع آلت نوک تیز

۶

queen

شهبانو، ملکه، زن پادشاه، (ورق بازى) بى بى، (در شطرنج) وزیر، ملکه شدن

۷

cream

سرشیر، کرم، هر چیزى شبیه سرشیر، زبده، کرم رنگ، سرشیر بستن

۸

prime

اول، عمده، نخست، زبده، درجه یک، آغاز، بهار جوانى، کمال، بهترین قسمت، نخستین، اولیه، اصلى، برجسته، بار کردن، تفنگ را پر کردن، بتونه کارى کردن، قبلا تعلیم دادن، آماده کردن، مجهز ساختن، تحریک کردن

۹

header

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)

۱۰

flower

گل، شکوفه، درخت گل، (مجازى) سر، نخبه، گل کردن، شکوفه دادن، گلکارى کردن

۱۱

signal

علامت، نشان، راهنما، اخطار، آشکار، مشخص، با علامت ابلاغ کردن، با اشاره رساندن، خبر دادن، سیگنال، علامت دادن

۱۲

paramount

فائق، حاکم عالیمقام، برتر، بزرگتر، برترین

۱۳

quintessence

پنجمین و بالاترین عنصر وجود، عنصر پنجم یعنى " اثیر " یا " اتر "، جوهر، اصل