فرهنگ آریان‌پور

سرافکنده

#۱۱۷٬۱۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

crestfallen

سرافکنده

۲

abject

پست، فرومایه، سرافکنده، مطرود، روى برتافتن، خوار، پست کردن، کوچک کردن، تحقیر کردن

۳

ashamed

شرمسار، خجل، سرافکنده، شرمنده

۴

down

پایین، از کارافتاده، پر درآوردن جوجه پرندگان، پرهاى ریزى که براى متکا به کار مى رود، کرک، کرک صورت پایین، سوى پایین، به طرف پایین، زیر، به زیر، دلتنگ، غمگین، پیش قسط down ـ (48)