فرهنگ آریان‌پور

سراشیبی

#۱۱۷٬۱۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

slide

(past: slid ; past participle: slid) ـ لغزش، سرازیرى، سراشیبى، ریزش، سرسره، کشو، اسباب لغزنده، سورتمه، تبدیل تلفظ حرفى به حرف دیگرى، لغزنده، سرخونده، پس و پیش رونده، لغزیدن، سریدن، سر، سراندن

۲

abrupt

تند، پرتگاه دار، سراشیبى، ناگهان، ناگهانى، بیخبر، درشت، جدا کردن

۳

sliding board

سرسره، سراشیبى

۴

downgrade

جمع و جور کردن، تنزیل رتبه، کم ارزش کردن، دست کم گرفتن