فرهنگ آریانپور
سراشیبی
#۱۱۷٬۱۲۳
slide
(past: slid ; past participle: slid) ـ لغزش، سرازیرى، سراشیبى، ریزش، سرسره، کشو، اسباب لغزنده، سورتمه، تبدیل تلفظ حرفى به حرف دیگرى، لغزنده، سرخونده، پس و پیش رونده، لغزیدن، سریدن، سر، سراندن
abrupt
تند، پرتگاه دار، سراشیبى، ناگهان، ناگهانى، بیخبر، درشت، جدا کردن
sliding board
سرسره، سراشیبى
downgrade
جمع و جور کردن، تنزیل رتبه، کم ارزش کردن، دست کم گرفتن