فرهنگ آریانپور
سراشیب
#۱۱۷٬۱۱۵
bluff
توپ زدن، حریف را از میدان در کردن، توپ، قمپز، چاخان، سراشیب، پرتگاه
slant
کجى، کج کردن، کج شدن، خط کج، سطح اریب، شیب، نگاه کج، نظر، کج، اریب، سراشیب، کج رفتن، شیب پیدا کردن، تحریف کردن
steep
سرازیر، تند، سراشیب، گزاف، فرو کردن (در مایع)، خیساندن، اشباع کردن، شیب دادن، مایع (جهت خیساندن)
shelvy
شیب دار، سراشیب
sidling
(sideling =) ـ از پهلو، یکورى، کج، مایل، سراشیب
stickle
میانجى گرى کردن، مداخله کردن، تردید، سراشیب، آشفتگى
sideling
(sidling =) ـ از پهلو، یکورى، کج، مایل، سراشیب
downgrade
جمع و جور کردن، تنزیل رتبه، کم ارزش کردن، دست کم گرفتن