فرهنگ آریان‌پور

سراشیب

#۱۱۷٬۱۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

bluff

توپ زدن، حریف را از میدان در کردن، توپ، قمپز، چاخان، سراشیب، پرتگاه

۲

slant

کجى، کج کردن، کج شدن، خط کج، سطح اریب، شیب، نگاه کج، نظر، کج، اریب، سراشیب، کج رفتن، شیب پیدا کردن، تحریف کردن

۳

steep

سرازیر، تند، سراشیب، گزاف، فرو کردن (در مایع)، خیساندن، اشباع کردن، شیب دادن، مایع (جهت خیساندن)

۴

shelvy

شیب دار، سراشیب

۵

sidling

(sideling =) ـ از پهلو، یکورى، کج، مایل، سراشیب

۶

stickle

میانجى گرى کردن، مداخله کردن، تردید، سراشیب، آشفتگى

۷

sideling

(sidling =) ـ از پهلو، یکورى، کج، مایل، سراشیب

۸

downgrade

جمع و جور کردن، تنزیل رتبه، کم ارزش کردن، دست کم گرفتن