سراسیمه
#۱۱۷٬۱۰۶
hotfoot
سراسیمه، با شتاب، (در گویش) گریزان، تسریع کردن، عجله کردن، سراسیمه رفتن
topsail
(tops'l =) ـ (دستور زبان ن) بالاترین بادبان، از سر، سراسیمه
unaware
(unawares =) ـ بى اطلاع، بى خبر، ناگهان، غفلتا، سراسیمه، ناخودآگاه، ناخود آگاهانه
confused
گیج (شده)، دست پاچه، سراسیمه، درهم
headlong
با کله، سر به جلو، با دست پاچگى، تند، سراسیمه، بى پروا، شیرجه رونده، معلق، عجول
unawares
(unaware =) ـ بى اطلاع، بى خبر، ناگهان، غفلتا، سراسیمه، ناخودآگاه، ناخود آگاهانه
agitated
به کار انداختن، تحریک کردن، تکان دادن، آشفتن، پریشان کردن، سراسیمه کردن
headforemost
با کله، سر به جلو، از سر، سراسیمه
pell mell
بابى نظمى، سراسیمه، پر آشوب، شلوغ پلوغ
head first
با کله، سر به جلو، از سر، سراسیمه
wildly
وحشى، جنگلى، خود رو، شیفته و دیوانه wild
anxious
دلواپس، آرزومند، مشتاق، اندیشناک، بیم ناک
panicky
دستپاچه، مضطرب، هراسناک
frantic
بى عقل، آتشى، عصبانى، از کوره در رفته pellmell
distraught
پریشان حواس، شوریده، ناراحت