فرهنگ آریان‌پور

سراسیمه

#۱۱۷٬۱۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

hotfoot

سراسیمه، با شتاب، (در گویش) گریزان، تسریع کردن، عجله کردن، سراسیمه رفتن

۲

topsail

(tops'l =) ـ (دستور زبان ن) بالاترین بادبان، از سر، سراسیمه

۳

unaware

(unawares =) ـ بى اطلاع، بى خبر، ناگهان، غفلتا، سراسیمه، ناخودآگاه، ناخود آگاهانه

۴

confused

گیج (شده)، دست پاچه، سراسیمه، درهم

۵

headlong

با کله، سر به جلو، با دست پاچگى، تند، سراسیمه، بى پروا، شیرجه رونده، معلق، عجول

۶

unawares

(unaware =) ـ بى اطلاع، بى خبر، ناگهان، غفلتا، سراسیمه، ناخودآگاه، ناخود آگاهانه

۷

agitated

به کار انداختن، تحریک کردن، تکان دادن، آشفتن، پریشان کردن، سراسیمه کردن

۸

headforemost

با کله، سر به جلو، از سر، سراسیمه

۹

pell mell

بابى نظمى، سراسیمه، پر آشوب، شلوغ پلوغ

۱۰

head first

با کله، سر به جلو، از سر، سراسیمه

۱۱

wildly

وحشى، جنگلى، خود رو، شیفته و دیوانه wild

۱۲

anxious

دلواپس، آرزومند، مشتاق، اندیشناک، بیم ناک

۱۳

panicky

دستپاچه، مضطرب، هراسناک

۱۴

frantic

بى عقل، آتشى، عصبانى، از کوره در رفته pellmell

۱۵

distraught

پریشان حواس، شوریده، ناراحت