فرهنگ آریان‌پور

سراسیمگی

#۱۱۷٬۱۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

flurry

سرآسیمگى، تپش، باد ناگهانى، سراسیمه کردن، آشفتن، طوفان ناگهانى، باریدن ناگهانى

۲

agitation

سرآسیمگى، آشفتگى، هیجان، تلاطم، تحریک

۳

scurry

حرکت تند و سریع، حرکت از روى دست پاچگى، مسابقه کوتاه، سرآسیمگى، بسرعت حرکت دادن

۴

fluster

سراسیمه کردن، گیج کردن، گرم شدن کله (در اثر مشروب)، دست پاچه کردن، عصبانى کردن، آشفتن، مضطرب کردن، سرآسیمگى، دست پاچگى

۵

fuss

هایهوى، سر و صدا، نق نق زدن، آشوب، نزاع، هایهو کردن، ایراد گرفتن، خرده گیرى کردن، اعتراض کردن

۶

panic

وحشت، اضطراب و ترس ناگهانى، دهشت، هراس، وحشت زده کردن، در بیم و هراس انداختن

۷

embarrassment

خجالت