فرهنگ آریانپور
سراسری
#۱۱۷٬۱۰۰
global
سراسرى، کروى، جهانى
general
عام، کلى، عمومى، جامع، همگانى، متداول، معمولى، همگان، ژنرال، ارتشبد
through
(thru =) ـ از میان، از وسط، از توى، بخاطر، از آغاز تا انتها، کاملاً، تمام شده، تمام، از طریق، بواسطه، در ظرف، سرتاسر
transverse
متقاطع، خط قاطع، (کالبد شکافى) عضله مستعرضه