فرهنگ آریان‌پور

سراسری

#۱۱۷٬۱۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

global

سراسرى، کروى، جهانى

۲

general

عام، کلى، عمومى، جامع، همگانى، متداول، معمولى، همگان، ژنرال، ارتشبد

۳

through

(thru =) ـ از میان، از وسط، از توى، بخاطر، از آغاز تا انتها، کاملاً، تمام شده، تمام، از طریق، بواسطه، در ظرف، سرتاسر

۴

transverse

متقاطع، خط قاطع، (کالبد شکافى) عضله مستعرضه