فرهنگ آریان‌پور

اضافی

#۱۱٬۷۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

extension

اضافى، الحاقى، کشش، تمدید، بسط، توسعه، گسترش، توسیع، تعمیم، تلفن فرعى

۲

additional

اضافى، افزوده

۳

plus

باضافه، امتیاز، بعلاوه، افزودن به، مثبت، اضافى واژه هاى شامل

۴

extra

زیادى، زائد، فوق العاده، اضافى، بزرگ، یدکى، (پیشوند) خارجى، بسیار، خیلى

۵

further

بیشتر، دیگر، مجدد، اضافى، زائد، بعلاوه، بعدى، دورتر، جلوتر، پیش بردن، جلو بردن، ادامه دادن، پیشرفت کردن، کمک کردن به

۶

addition

افزایش، اضافه، لقب، متمم اسم، اسم اضافى، ضمیمه، (ریاضى) جمع (زدن)، (شیمى) ترکیب چند ماده با هم

۷

overflow

سرشار شدن یا کردن لبریز شدن، طغیان کردن، طغیان، سیل، اضافى، سرریز

۸

intercalary

اندر جاه، زائد، اضافى، افزوده، کبیسه، مندرج

۹

new

بتازگى، اخیراً

۱۰

more

بیشتر، زیادتر، بیش

۱۱

spare

دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک

۱۲

backup

پشتیبان، پشتیبانى کردن

۱۳

excess

فزونى، زیادتى، زیادى، افراط، بى اعتدالى، اضافه

۱۴

adjunct

الحاقى، افزوده، فرعى، ملازم، ضمیمه، معاون، یار، کمک (دستور زبان، منطق) فرع، قسمت الحاقى، صفت فرعى

۱۵

accessory

فرعى، معین، (حقوق) همدست، معاون، شریک (جرم)، نمائات و نتایج (در جمع)، لوازم یدکى، (حقوق) تابع، لاحق، فروع و ضمائم، منضمات، لوازم فرعى، دعواى فرعى، هم دست

۱۶

auxiliary

معین، کمک دهنده، امدادى، کمکى auxiliary de trop