فرهنگ آریانپور
سراسر
#۱۱۷٬۰۹۶
throughout
سراسر، تماماً، از درون و بیرون، بکلى
quite
کاملاً، بکلى، تماماً، سراسر، واقعاً
whole
تمام، درست، دست نخورده، کامل، بى خرده، همه، سراسر، سالم
pan
ماهى تابه، روغن داغ کن، تغار، کفه ترازو، کفه، جمجمه، گودال آب، (افسانه یونان) خداى مزرعه و جنگل و جانوران و شبانان، استخراج کردن، سرخ کردن، به باد انتقاد گرفتن، به هم پیوستن، متصل کردن، به هم جور کردن، قاب پیشوندى است به معنى " همه " و " سرتاسر "
fairly
منصفانه، بى طرفانه، به طور میانه، بموقع، به طور روشن، خوب
through
(thru =) ـ از میان، از وسط، از توى، بخاطر، از آغاز تا انتها، کاملاً، تمام شده، تمام، از طریق، بواسطه، در ظرف، سرتاسر
entirely
تمام، درست، دست نخورده، بى عیب