فرهنگ آریان‌پور

سرازیر شدن

#۱۱۷٬۰۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

ramp

سرازیر شدن، خزیدن، صعود کردن، بالا بردن یا پایین آوردن، سکوب سراشیب، سرازیر، پله ى سراشیب، پیچ، دست انداز، پلکان، سطح شیب دار

۲

steepen

سرازیر شدن، سراشیب کردن، دم کردن، خیساندن، ترقى کردن

۳

top

سر، نوک، فرق، رو، قله، اوج، راس، روپوش، کروک، رویه، درجه یک فوقانى، کج کردن، سرازیر شدن، بالا، فوقانى، عالى

۴

slope

شیب، سرازیرى، شیب دار، زمین سراشیب، سربالایى، کجى، انحراف، سراشیب کردن، سرازیر شدن

۵

plummet

گلوله سربى، وزنه شاقول، شاقول، ژرف پیما، سرازیر شدن، نازل شدن، سرنگون وار افتادن

۶

dip

شیب، غوطه دادن، تعمید دادن، غوطه ور شدن، پایین آمدن، سرازیرى، جیب بر، فرو رفتگى، غسل

۷

grade

درجه، نمره، درجه بندى کردن، نمره دادن، پایه، درجه بندى، رتبه، مرحله، درجه شدت (مرض و تب)، انحراف از سطح تراز، الگوى لباس، ارزش نسبى سنگ معدنى، درجه مواد معدنى، دسته بندى کردن، طبقه بندى کردن، جور کردن، با هم آمیختن، اصلاح نژاد کردن، هموار کردن، شیب منظم دادن، تسطیح کردن

۸

pitch

قیر، پرتاب، ضربت با چوگان، نصب، استقرار، اوج پرواز، اوج، سرازیرى، جاى شیب، پلکان، دانگ صدا، زیروبمى صدا، استوار کردن، خیمه زدن، برپا کردن، نصب کردن، (در بیسبال) توپ را به طرف چوگان زن پرتاب کردن، توپ را زدن، گام، درجه، پرتاب کردن

۹

inrush

درون یورش، حمله به درون، ازدحام سوى درون، هجوم بداخل

۱۰

deluge

سیل، طوفان، غرق کردن، طوفان ایجاد کردن

۱۱

cascade

آبشار، آبشارى، آبشیب، آبشار کوچک، به شکل آبشار ریختن

۱۲

decline

کاهش، شیب پیدا کردن، رد کردن، نپذیرفتن، صرف کردن (اسم یاضمیر)، زوال، انحطاط، خم شدن، مایل شدن، رو بزوال گذاردن، تنزل کردن، کاستن

۱۳

descend

پایین آمدن، فرود آمدن، نزول کردن

۱۴

incline

خم کردن، کج کردن، متمایل شدن، مستعد شدن، سرازیر کردن، شیب دادن، متمایل کردن، شیب