سر و صدا
#۱۱۷٬۰۱۶
blatancy
سر و صدا، شلوغى، خودنمایى، خشونت، رسوایى
fuss
هایهوى، سر و صدا، نق نق زدن، آشوب، نزاع، هایهو کردن، ایراد گرفتن، خرده گیرى کردن، اعتراض کردن
jazz
موسیقى جاز، سر و صدا، فریب، نشاط، جاز نواختن
romp
با جیغ و داد بازى کردن، سر و صدا
bruit
صدا، شایعات، گزارش، سر و صدا، آوازه
noise
خش، اختلال، پارازیت، سر و صدا، صدا، شلوغ، قیل و قال، طنین، صدا راه انداختن، شایعه و تهمت
clamor
(clamour =) ـ بانگ، غوغا، سر و صدا، غریو کشیدن، مصرانه تقاضا کردن
dirdum
جنجال، سر و صدا، توبیخ با صداى بلند
pother
(apothecary =) ـ سر و صدا، جنجال، هیاهو، آمد و رفت، حالت اضطراب، نگرانى، مضطرب، شدن، آشوبناک کردن
racket
راکت، راکت تنیس، جارو جنجال، سر و صدا، صداى غیر متجانس، عیاشى و خوشگذرانى، مهمانى پر هیاهو (racquet)
bobbery
جنجال، سر و صدا
brabble
جنجال کردن، مشاجره کردن، دعوا، سر و صدا
clamour
(clamor =) ـ بانگ، غوغا، سر و صدا، غریو کشیدن، مصرانه تقاضا کردن
racquet
راکت، راکت تنیس، جارو جنجال، سر و صدا، صداى غیر متجانس، عیاشى و خوشگذرانى، مهمانى پر هیاهو (racket)
explosion
انفجار، بیرون ریزى، سر و صدا، هیاهو