فرهنگ آریان‌پور

سر و صدا

#۱۱۷٬۰۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

blatancy

سر و صدا، شلوغى، خودنمایى، خشونت، رسوایى

۲

fuss

هایهوى، سر و صدا، نق نق زدن، آشوب، نزاع، هایهو کردن، ایراد گرفتن، خرده گیرى کردن، اعتراض کردن

۳

jazz

موسیقى جاز، سر و صدا، فریب، نشاط، جاز نواختن

۴

romp

با جیغ و داد بازى کردن، سر و صدا

۵

bruit

صدا، شایعات، گزارش، سر و صدا، آوازه

۶

noise

خش، اختلال، پارازیت، سر و صدا، صدا، شلوغ، قیل و قال، طنین، صدا راه انداختن، شایعه و تهمت

۷

clamor

(clamour =) ـ بانگ، غوغا، سر و صدا، غریو کشیدن، مصرانه تقاضا کردن

۸

dirdum

جنجال، سر و صدا، توبیخ با صداى بلند

۹

pother

(apothecary =) ـ سر و صدا، جنجال، هیاهو، آمد و رفت، حالت اضطراب، نگرانى، مضطرب، شدن، آشوبناک کردن

۱۰

racket

راکت، راکت تنیس، جارو جنجال، سر و صدا، صداى غیر متجانس، عیاشى و خوشگذرانى، مهمانى پر هیاهو (racquet)

۱۱

bobbery

جنجال، سر و صدا

۱۲

brabble

جنجال کردن، مشاجره کردن، دعوا، سر و صدا

۱۳

clamour

(clamor =) ـ بانگ، غوغا، سر و صدا، غریو کشیدن، مصرانه تقاضا کردن

۱۴

racquet

راکت، راکت تنیس، جارو جنجال، سر و صدا، صداى غیر متجانس، عیاشى و خوشگذرانى، مهمانى پر هیاهو (racket)

۱۵

explosion

انفجار، بیرون ریزى، سر و صدا، هیاهو