فرهنگ آریان‌پور

ابلاغ یا اخطاریه - مامور -

#۱٬۱۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

pursuivant

مامور ابلاغ یا اخطاریه، نامه رسان، مامور، پیشخدمت، در التزام بودن، رسالت کردن