واژههای فارسی←سر هم کردنفرهنگ آریانپورسر هم کردن#۱۱۶٬۹۹۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱weave(past: wove, weaved ; past participle: woven, weaved) ـ بافتن، درست کردن، ساختن، بافت، با فندگىواژههای نزدیک در الفباسر به هوامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسر به هواییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسر به هوایی - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسر به هوایی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسر بهوامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسر بیرون کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر