فرهنگ آریان‌پور

سر هم بندی‌ کردن

#۱۱۶٬۹۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fudge

غذایى که از مخلوط شکلات و شیر و قند درست شده باشد، سخن بى معنى و بیهوده، جفنگ، نوعى رنگ قهوه اى، سرهم بندى کردن، فریفتن، آهسته حرکت کردن، طفره رفتن، پنهان شدن

۲

cobble

سنگ فرش، سنگ فرش کردن، پینه دوزى

۳

extemporize

بالبداهه گفتن، فوراً تهیه کردن، بى اندیشه یا بى مطالعه درست کردن