فرهنگ آریان‌پور

سر هم بندی

#۱۱۶٬۹۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

botch

سنبل کردن، خراب کردن، از شکل انداختن، وصله و پینه بدنما، کار سر هم بندى، ورم

۲

shoddy

پارچه پست، پست، بدساخت، جازده، جنس بنجل، کالاى تقلبى

۳

improvisation

بدیهه گویى، بدیهه سازى، حاضر جوابى، تعبیه، ابتکار