فرهنگ آریان‌پور

اضافه کردن

#۱۱٬۶۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

imburse

اضافه کردن، افزودن، با ارزش کردن، انبار کردن، در کیسه گذاردن، پرداختن

۲

add

افزودن، اضافه کردن، زیاد کردن، جمع کردن، جمع زدن، با هم پیوستن، با خود ترکیب کردن (مواد شیمیایى) ـ

۳

subjoin

افزودن، در پایان افزودن، اضافه کردن

۴

aggravate

بدتر کردن، اضافه کردن، خشمگین کردن

۵

surcharge

زیاد ستاندن، زیاد بار کردن، تحمیل کردن زیاد پر کردن، اضافه کردن، نرخ اضافى مالیات اضافى، جریمه، اضافه بها

۶

step up

برخاستن، اضافه کردن، عمل کردن