فرهنگ آریان‌پور

سر گشاده

#۱۱۶٬۹۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

open

باز، آزاد، آشکار، مفتوح، گشوده، سرگشاده، دایر، روباز، بى آلایش، مهربان، رک گو، صریح، درمعرض، بى پناه، بى ابر، واریز نشده گشودن، گشادن، باز کردن، باز شدن، افتتاح کردن، آشکار کردن بسط دادن، مفتوح شدن، شکفتن، روشن شدن، خوشحال شدن

۲

strict

سخت، اکید، سخت گیر، یک دنده، محض، نص صریح، محکم

۳

strong

نیرومند، قوى، پر زور، محکم، سخت