فرهنگ آریان‌پور

سر سخت

#۱۱۶٬۹۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

inveterate

دیرنه، ریشه کرده، معتاد، سر سخت، کینه آمیز

۲

wrongheaded

لجباز در عقیده و عمل، سر سخت، مصر در اشتباه خود

۳

intransigent

سخت گیر، سر سخت

۴

obdurate

سخت دل، بى عاطفه، سرخت، لجوج، سنگدل

۵

obstinate

کله شق، لجوج، سرسخت، خود راى، خیره سر

۶

tenacious

سرسخت، محکم، چسبنده، سفت، مستحکم، استوار

۷

persistent

مصر، پایا، مداوم، ایستادگى کننده، سمج، ماندگار، مزمن stiffnecked

۸

unrelenting

بى امان، سخت گیر، بیرحم، نرم نشدنى، تسلیم نشدنى