فرهنگ آریان‌پور

اضافه شدن

#۱۱٬۶۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

add

افزودن، اضافه کردن، زیاد کردن، جمع کردن، جمع زدن، با هم پیوستن، با خود ترکیب کردن (مواد شیمیایى) ـ

۲

build

(past: built ; past participle: built) ـ ساختن، بنا کردن، درست کردن

۳

addition

افزایش، اضافه، لقب، متمم اسم، اسم اضافى، ضمیمه، (ریاضى) جمع (زدن)، (شیمى) ترکیب چند ماده با هم

۴

increase

افزودن، افزایش، زیاد کردن، توسعه دادن، توانگر کردن، ترفیع دادن، اضافه، رشد، ترقى، زیادشدن