فرهنگ آریان‌پور

سر راه‌ کسی‌ خف‌ کردن

#۱۱۶٬۸۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

waylay

(past: waylaid ; past participle: waylaid) ـ درکمین کسى نشستن، کمین کردن، خف کردن