فرهنگ آریانپور
سر راست
#۱۱۶٬۸۷۶
upstanding
مستقیم، قائم، سر راست، خوش هیکل، شرافتمند
straightish
راست، مستقیم، رک، سر راست
straightway
بلادرنگ، فوراً، مستقیما، سر راست
straightforward
راست، درست، بى پرده، رک، سر راست، آسان
right
مستقیم، راست، درست، صحیح، واقعى، بجا، حق، عمودى، قائمه، درستکار، در سمت راست، درست کردن، اصلاح کردن، دفع ستم کردن از، درست شدن، قائم نگاه داشتن، قائم، ذیحق
running
دونده، مناسب براى مسابقه دو، جارى، مداوم
directly
دستور دادن، امر کردن (به)، اداره کردن، هدایت کردن، نظارت کردن (بر) ـ معطوف داشتن، متوجه ساختن، قراول رفتن، مستقیم direct